ترجمه "Book" به فارسی
کتاب, کتاب, نسک بهترین ترجمه های "Book" به فارسی هستند.
The sacred writings of the Christian religions. [..]
-
کتاب
nounThese types of books have almost no value.
این نوع کتاب ها تقریباً فاقد ارزش است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Book " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A collection of sheets of paper bound together to hinge at one edge, containing printed or written material, pictures, etc. If initially blank, commonly referred to as a notebook. [..]
-
کتاب
nouncollection of sheets of paper bound together containing printed or written material [..]
These types of books have almost no value.
این نوع کتاب ها تقریباً فاقد ارزش است.
-
نسک
nouncollection of sheets of paper bound together containing printed or written material
-
نامک
nouncollection of sheets of paper bound together containing printed or written material
-
ترجمه های کمتر
- کِتاب
- رزرو کردن
- دفتر
- آلبوم
- دفاتر حسابداری
- كتاب
- کتاب الکترونیکی
- کتابی
- جلد
- درس
- دستک
- تیر
- دستخط
- (توسط پلیس) تخلف کسی را در دفتر کلانتری ثبت کردن 0
- (جمع) مطلب مورد مطالعه
- (خودمانی - رجوع شود به bookmaker)
- (در قمار و مسابقات قماری مثل اسب دوانی) فهرست شرطبندی ها و احتمالات برد و باخت
- (در کتاب های بزرگ) بخشی که خود چند فصل دارد
- بسته ی کتاب مانند
- به عنوان دلال شرط بندی عمل کردن
- دفتر حساب
- دفتر روزانه
- دفتر کل
- رستوران و هتل و هواپیما و غیره) جا رزرو کردن
- طبق کتاب
- لیبرتو (در مقایسه با نت های موسیقی)
- متن نمایشنامه
- مجموعه ی مطالب مربوط به موضوعی
- مطالب نوشته شده ی اپرا یا نمایش موزیکال
- موضوع یا مطلب به خصوصی
- وابسته به کتاب
- پیش گزین کردن
تصاویر با "Book"
عباراتی شبیه به "Book" با ترجمه به فارسی
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
دفتر حساب، دفتر ثبت
-
comic books · کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح می دهد · کتاب کاریکاتور
-
دفترچه آدرس
-
کتاب گویا
-
کتاب یوشع
-
بستن حسابها- بستن دفاتر حسابداری