ترجمه "Brazilian" به فارسی
برزیلی, برزیلی, اهل برزیل بهترین ترجمه های "Brazilian" به فارسی هستند.
Brazilian
adjective
noun
دستور زبان
A person from Brazil or of Brazilian descent. [..]
-
برزیلی
nounperson from Brazil
The two Brazilians looked incredibly short and dark next to him.
دو برزیلی به طرزی باور نکردنی در کنار او کوتاه و تیره به نظر میرسیدند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Brazilian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
brazilian
-
برزیلی
nounThe two Brazilians looked incredibly short and dark next to him.
دو برزیلی به طرزی باور نکردنی در کنار او کوتاه و تیره به نظر میرسیدند.
-
اهل برزیل
Then there is another couple, there is a Brazilian couple.
مثال دیگه، یه زوج اهل برزیل هستن.
عباراتی شبیه به "Brazilian" با ترجمه به فارسی
-
دالبرژیا نیگرا
-
استيلوسانتس گراسيليس · استیلوسانتس گوییانانسیس · يونجه برزيلي
-
پیچ اناری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن