ترجمه "Brevity" به فارسی

ایجاز, اختصار, کوتاهی بهترین ترجمه های "Brevity" به فارسی هستند.

brevity noun دستور زبان

(uncountable) The quality of being brief in duration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایجاز

    noun

    the quality of being brief in duration

    Of the two forces which alternately, and what is more confusing still, at the same moment, dominate our unfortunate numbskulls brevity and diuturnity

    غریبتر و پیچیدهتر آن که از دو نیروی که هم زمان بر ذهنهای کند نگون بخت ما سلطه دارند ایجاز و اطناب

  • اختصار

    noun

    My style improves daily in clearness and brevity.

    سبک نگارش من از نظر وضوح و اختصار روز به روز دارد بهتر میشود.

  • کوتاهی

    noun

    When faced with the reality of death, we may turn from our routine concerns or activities and focus on the brevity of life.

    پذیرفتن واقعیّت مرگ باعث میشود بسیاری نگرانیها و امور روزمره کماهمیّت جلوه کند، و کوتاهی عمر برجستهتر بنماید.

  • ترجمه های کمتر

    • ناپایداری
    • دقت (در گفتار و نوشتار)
    • کوتاهی (سخن و نگارش)
    • کوته نویسی
    • کوته گویی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Brevity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Brevity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه