ترجمه "British" به فارسی
بریتانیایی, انگلیسی, بریتانیایی (بریتانیا به انگلیس و اسکاتلند و ولزو کورن وال اطلاق می شود) بهترین ترجمه های "British" به فارسی هستند.
British
adjective
proper
noun
دستور زبان
With the, the citizens or inhabitants of Britain collectively. [..]
-
بریتانیایی
citizens or inhabitants of Britain
Of course, all the British press got really upset.
البته، تمام مطبوعات بریتانیایی از این موضوع عصبانی شدند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " British " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
british
-
انگلیسی
properEight hundred and eighty two British guns and howitzers spoke together.
هشتصد و هشتاد و دو توپ و آتشبار انگلیسی یک صدا دهان گشودند.
-
بریتانیایی (بریتانیا به انگلیس و اسکاتلند و ولزو کورن وال اطلاق می شود)
-
رجوع شود به British English
-
ترجمه های کمتر
- زبان اهالی انگلستان باستان (Cymric هم می گویند)
- وابسته به بریتانیا و مردم آن
- وابسته به کشورهای مشترک المنافع بریتانیا
تصاویر با "British"
عباراتی شبیه به "British" با ترجمه به فارسی
-
قیومیت بریتانیا بر فلسطین
-
یک لیره
-
یک لیره
-
(عامیانه) انگلیسی · اهل بریتانیا
-
رجوع شود به Briticism
-
موزه بریتانیا · موزه ی ملی بریتانیا (در شهر لندن )
-
مستملکات انگلستان در اقیانوس هند
-
مستملکات انگلستان در اقیانوس هند · مستملکات انگلستان در اقیانوس هند (جزایر واقع بین سریلانکا و موریتیوس که شامل آبخست گروه چاگوس می گردد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن