ترجمه "Brown" به فارسی

براون, قهوهای, قهوهای شدن بهترین ترجمه های "Brown" به فارسی هستند.

Brown proper noun دستور زبان

A common surname. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • براون

    proper

    transliterations of the English name "Brown"

    Shannon had told the man he would be using the name Brown.

    شانونیک هفته پیش به او گفته بود که از نام براون استفاده خواهد کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Brown " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

brown adjective verb noun دستور زبان

A red-orange colour, including the colour of chocolate or coffee. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قهوهای

    adjective

    having a brown colour [..]

    This cat is brown.

    آن گربه قهوهای است.

  • قهوهای شدن

    verb

    to become brown

  • qhwh aa

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (در اثر آفتاب یا سرخ کردن) قهوه ای کردن یا شدن
    • آفتاب خورده
    • برشته شدن یا کردن
    • بو دادن
    • تیره پوست
    • خرمایی (ترکیب قرمز و سیاه)
    • رنگ قهوه ای
    • سیه چرده
    • قهوه ای

تصاویر با "Brown"

عباراتی شبیه به "Brown" با ترجمه به فارسی

  • دانشگاه براون
  • (امریکا - خودمانی) چاپلوسی کردن · خایه مال · خودشیرین کن (brown-noser هم می گویند)
  • شبدوست بزرگ قهوهای
  • برنج بوجاری نشده · برنج قهوه ای
  • قهوهایشدن غيرآنزيمي · واكنش قهوهايشدن · واکنش میلارد
  • (خوراک پردازی) گونه ای پودینگ (pudding) دارای سیب و کره و شکر و غیره
  • (پزشکی) بیماری شش قهوه ای (که در اثر استنشاق الیاف ریز پنبه و غیره حاصل می شود - byssinosis هم می گویند) · بیماری شش قهوه ای
  • قهوهایشدن آنزیمی
اضافه کردن

ترجمه های "Brown" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه