ترجمه "Business" به فارسی
تجارت، بازرگانی, کسب و کار, کار بهترین ترجمه های "Business" به فارسی هستند.
A field that contains a contact's business phone number.
-
تجارت، بازرگانی
-
کسب و کار
Many on-line companies need to have a new approach to business to survive.
بسیاری از شرکتهای آنلاین برای بقا نیازمند داشتن رویکردی جدید در کسب و کار هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Business " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Of, to, pertaining to or utilized for purposes of conducting trade, commerce, governance, advocacy or other professional purposes. [..]
-
کار
nounoccupation, work or trade of a person [..]
Many on-line companies need to have a new approach to business to survive.
بسیاری از شرکتهای آنلاین برای بقا نیازمند داشتن رویکردی جدید در کسب و کار هستند.
-
پیشه
nounoccupation, work or trade of a person
Combeferre when he came up again said: It's the old stock of Father Hucheloup, who began business as a grocer.
کونبوفر وقتیکه از سرداب بیرون میآمد گفت: این از سرمایههای قدیم بابا هوش لو است که رفته رفته سقط فروشی پیشه کرده بود.
-
تجارتخانه
nouncommercial enterprise or establishment
into a zero-footprint, or almost zero-footprint business.
به يك تجارتخانه بي ارزش (يا تقريبا بي ارزش) بدل كرد.
-
ترجمه های کمتر
- بنگاه تجاری
- تجارت
- شغل
- بیزنس
- بیاوار
- داد و ستد
- کسب و کار
- امر
- کسب
- تجارتی
- بازرگانی
- کاسبی
- حرفه
- شرکت
- وظیفه
- سوداگری
- دکان
- مسئولیت
- عمل
- تراجت
- مشتریان
- سوداگرانه
- مغازه
- موکلین
- (جمع) مشغله
- ارباب رجوع
- محل کسب (تجارتخانه
- مشتری بودن
- وابسته به بازرگانی
- کار ویژه
- کارخانه و غیره)
تصاویر با "Business"
عباراتی شبیه به "Business" با ترجمه به فارسی
-
کسب کار الکترونیکی
-
شرح شغل · طرح شغلی یا طرح تجاری · طرح کسب و کار
-
مدیران واحد تجاری
-
شکوفایی تجاری، رونق تجاری
-
رونق تجاری
-
(در مورد نقاشی و سایر کارهای هنری) دارای جزئیات زیاده از حد · دست به کار · پر مشغله · پر کسب و کار · پرتکاپو · پرفعالیت
-
دلال · دلالی