ترجمه "Buttocks" به فارسی

سرین, کفل, کپل بهترین ترجمه های "Buttocks" به فارسی هستند.

buttocks noun

Plural form of buttock. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرین

    noun
  • کفل

  • کپل

    two rounded portions of the anatomy, traditionally located on the posterior of various organisms

    Assef's buttock muscles clenching and unclenching, his hips thrusting back and forth.

    عضلات کپل آصف را میدیدم که با هر تکان منقبض و منبسط میشود.

  • ترجمه های کمتر

    • اساس
    • است
    • جفته
    • عجز
    • قسمت نهایی
    • ماتحت
    • مقعد
    • پشت
    • کون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Buttocks " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Buttocks"

عباراتی شبیه به "Buttocks" با ترجمه به فارسی

  • استه (rump هم می گویند) · سرین · كپل · لمبر · لپ کون · ماتحت · نشیمنگاه · هریک از دو لمبر نشیمنگاه · پشتگاه · کپل · کپل (کفل) · گوت
  • استه (rump هم می گویند) · سرین · كپل · لمبر · لپ کون · ماتحت · نشیمنگاه · هریک از دو لمبر نشیمنگاه · پشتگاه · کپل · کپل (کفل) · گوت
  • استه (rump هم می گویند) · سرین · كپل · لمبر · لپ کون · ماتحت · نشیمنگاه · هریک از دو لمبر نشیمنگاه · پشتگاه · کپل · کپل (کفل) · گوت
اضافه کردن

ترجمه های "Buttocks" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه