ترجمه "CCD" به فارسی

(کامپیوتر) جفت ساز, دستگاه تزویج باری, سی سی دی بهترین ترجمه های "CCD" به فارسی هستند.

CCD noun دستور زبان

(photography) a CCD based image sensor [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (کامپیوتر) جفت ساز

  • دستگاه تزویج باری

  • سی سی دی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " CCD " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "CCD" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه