ترجمه "COM" به فارسی
کمیسیون, ارتباط, فرمانده بهترین ترجمه های "COM" به فارسی هستند.
COM
abbreviation
Initialism of [i]Component Object Model[/i]. [..]
-
کمیسیون
noun -
ارتباط
She should have a tracker, coms at least.
بايد ردياب يا لااقل بيسيم ارتباطي بهش وصل ميکرديم.
-
فرمانده
nounNow four COM ISAF's later,
اکنون پس از اینکه ISAF چهار فرمانده عوض کرده،
-
ترجمه های کمتر
- رسانگری
- ویرگول
- کاما
- کمدی
- تجارتی
- کمیته
- مراوده
- تجارت
- معمولی
- عادی
- عضو یا سرپرست کمیسیون
- مخفف : میکروفیلم به وجود آمده از راه سیگنال های کامپیوتری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " COM " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
com
abbreviation
Committee. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"com" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای com در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "COM" با ترجمه به فارسی
-
پیشوند: باهم (پیش از l می شود: -col و پیش از cor- :R و پیش از c و d و g و j و n و q و s و t و v و گاهی f می شود: -co و پیش از h یا حرف صدادار می شود: -co)
-
قمندانی عمومی لوجستیک دیپوی مرکزی
-
رورم هتیمک یريگراكب
-
حباب دات-کام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن