ترجمه "Caesar" به فارسی
قیصر, سزار, عمل سزارین بهترین ترجمه های "Caesar" به فارسی هستند.
An ancient Roman family name, notably that of Gaius Iulius Caesar [..]
-
قیصر
properancient Roman family name [..]
Even Caesar's fortune at one time was, but a grand presentiment.
حتی قیصر هم زمانی تنها پیشاپیش احساس کرده بود به ثروت و نیکبختی خواهد رسید.
-
سزار
a title of Roman emperors
Cicero was severe towards Caesar, and he was right.
سیسرون نسبت به سزار سخت بود و حق هم داشت.
-
عمل سزارین
A surgical procedure in which incisions are made through a mother's abdomen and uterus to deliver one or more babies.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Caesar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
emperor, ruler, dictator
-
قیصر
nounEven Caesar's fortune at one time was, but a grand presentiment.
حتی قیصر هم زمانی تنها پیشاپیش احساس کرده بود به ثروت و نیکبختی خواهد رسید.
-
سزار
Cicero was severe towards Caesar, and he was right.
سیسرون نسبت به سزار سخت بود و حق هم داشت.
-
امپراطور
What a caesar you would have made!
. چه امپراطور بزرگي ميشدي
-
ترجمه های کمتر
- (شاید از فارسی : خسرو) 14 قیصر (عنوان امپراطوران روم از اگوستوس تا هادریان و همچنین عنوان امپراطوران روم مقدس)
- (گاهی با C بزرگ) دیکتاتور
- 94 پیش از میلاد دیکتاتور روم بود)
- جولیوس سزار (دولتمرد رومی که بین سال های 4
- هریک از امپراطوران روم
عباراتی شبیه به "Caesar" با ترجمه به فارسی
-
(سالاد سبزیجات و پنیر و سیر و روغن زیتون و آبلیمو و تخم مرغ و غیره) سالاد سزار · salad sesar
-
رجوع شود به Caesar )Gaius( Julius · ژولیوس سزار
-
استبداد · جور · حکومت استبدادی · حکومت ستمگرانه · حکومت مطلقه · دیکتاتوری · ستم · ستمگری · ظلم · ظلم وستم
-
(با C کوچک هم می نویسند) خود کامگی · تک سالاری · قیصر مآبی