ترجمه "Calendar" به فارسی

تقویم, تقویم, گاهشماری بهترین ترجمه های "Calendar" به فارسی هستند.

Calendar

The link to the online calendar on Windows Live Calendar.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقویم

    noun

    The link to the online calendar on Windows Live Calendar.

    like the Encyclopedia Britannica, the Museum of Natural History, Carl Sagan's Cosmic Calendar

    مانند دائره المعارف بریتانیکا، موزه تاریخ طبیعی، تقویم جهانی کارل ساگان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Calendar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

calendar verb noun دستور زبان

Any system by which time is divided into days, weeks, months, and years. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقویم

    noun

    system by which time is divided [..]

    The bottom quarter of the calendar the part with the dates on it filled out like a skirt.

    یک چهارم پایینی تقویم قسمتی که تاریخها روی آن نوشته شده بود چون پیراهنی از جا کنده میشد.

  • گاهشماری

    system by which time is divided [..]

  • سالنامه

    noun

    They ran over the calendar from end to end, and then consulted outsiders.

    سالنامه را از سر تا ته ورق زدند و با غریبهها هم مشورت کردند.

  • ترجمه های کمتر

    • سالنما
    • گاهنما
    • برنامه ی کار گروه یا صنف بخصوص (در آینده)
    • در سالنامه (یا برنامه) قرار دادن
    • در سالنامه ذکر کردن
    • وابسته به سالنامه یا گاهشمار
    • گاهشماری (روش شمارش زمان و تعیین آغاز و بخش های سال)

عباراتی شبیه به "Calendar" با ترجمه به فارسی

  • عکس فوری تقویم
  • گاهشماری خورشیدی
  • تقویم مسیحی · گاهشماری میلادی · گاهنامه ی گریگوری (که در سال 2851 توسط پاپ گریگوری سیزدهم ارائه شد و امروزه تقویم اغلب کشورهای جهان است)
  • تقویم هجری
  • تقویم جهودی (تقویم قمری - از 1673 پیش از میلاد که فکر می کردند سال خلقت جهان است آغاز می شود) · سالنمای یهود
  • سرپرست تقویم
  • تقویم سالیانه · تقویم نجومی
  • گاهشماری شمسی–قمری
اضافه کردن

ترجمه های "Calendar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه