ترجمه "Cancer" به فارسی

خرچنگ, سرطان, نج بهترین ترجمه های "Cancer" به فارسی هستند.

Cancer noun proper دستور زبان

(astronomy) A constellation of the zodiac supposedly shaped like a crab. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرچنگ

    noun

    astrological sign [..]

  • سرطان

    noun

    Cancer affects all of us —

    سرطان همه ما را تحت تاثیر قرار میدهد —

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Cancer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

cancer noun دستور زبان

(medicine, oncology, pathology) A disease in which the cells of a tissue undergo uncontrolled (and often rapid) proliferation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نج

    noun

    disease of uncontrolled cellular proliferation

  • سرطان

    noun

    disease of uncontrolled cellular proliferation [..]

    I'm fine, I'll have a doctor look at it, but it's not cancer.

    حالم خوب است، از دکتری میخواهم که نگاهی به ان بیندازد، اما این سرطان نیست.

  • خرچنگ

    noun

    disease of uncontrolled cellular proliferation

  • ترجمه های کمتر

    • کانسر
    • جنگار
    • غدهشناسي
    • كانسر
    • نئوپلاسمها
    • نوروبلاستوم
    • چنگار
    • کلچنگ
    • (جغرافی) مدار راس السرطان
    • (نجوم - با C بزرگ) استارگان (صورت فلکی) خرچنگ (بین اسد ودو پیکر)
    • (نجوم - با C بزرگ) برج سرطان (نشان چهارم منطقه البروج)
    • (پزشکی) سرطان
    • برج سرطان
    • برگشتگاه شمالی
    • تومورهاي جانوري
    • هر چیز زیانبخش یا جانکاه در حال گسترش
    • کسی که در برج سرطان زاده شده باشد (Cancerian هم می گویند)

تصاویر با "Cancer"

عباراتی شبیه به "Cancer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Cancer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه