ترجمه "Capital" به فارسی
سرمایه, سرمایه, پایتخت بهترین ترجمه های "Capital" به فارسی هستند.
a book written by Karl Marx (1867) describing his economic theories [..]
-
سرمایه
Capitalism is not just about accumulation.
سرمایه گذاری فقط درباره ی جمع اوری مال نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Capital " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(uncountable) (economics) Already-produced durable goods available for use as a factor of production, such as steam shovels (equipment) and office buildings (structures). [..]
-
سرمایه
nounmoney and wealth [..]
Technology and innovation behaves a lot like wealth and capital.
تکنولوژی و اختراعات مانند ثروت و سرمایه عمل می کنند.
-
پایتخت
nounprimary city of a political entity (country, state, county, etc)
Dublin is the capital of Ireland.
دوبلین پایتخت ایرلند است.
-
حرف بزرگ
nounwe got personality, with a capital y. why because were hot
ما با حرف بزرگ ي شخصيت ميگيريم چراچون ما تند مزاجيم
-
ترجمه های کمتر
- دارایی
- سر ستون
- مرکز
- عالی
- اصلی
- عمده
- تنخواه
- اساسی
- مایه
- تازنگ
- دستمایه
- همایونگاه
- مایملک
- (حسابداری) ارزش کل (سرمایه و موجودی و ساختمان ها و ماشین آلات و غیره)
- (حقوق) در خور اعدام
- (معماری) سرستون
- (معمولا C بزرگ) سرمایه داران
- ارزش اسمی کلیه ی سهام منتشر شده از سوی شرکت
- ارزش خالص
- ارزش ویژه (زیادی دارایی نسبت به بدهی)
- بسیار خوب
- حرف بزرگ (capital letter هم می گویند)
- درجه یک
- سرچشمه ی سود یا کمک
- مايملك شركا
- مرگ ارژان
- وابسته به سرمایه
- وابسته به پایتخت
عباراتی شبیه به "Capital" با ترجمه به فارسی
-
برنامه تبدیل سرمایه-طرح تبدیل سرمایه
-
فرآیند بودجه بندی سرمایه ای
-
نسبت بازده سرمایه-نسبت سرمایه به تولید
-
سهام سرمایه
-
هزینه سرمایه ای شده- هزینه دارایی شده
-
(اقتصاد) سرمایه بر (نیازمند به سرمایه گذاری زیاد و معمولا کارگر کم - در مقایسه با labor intensive یا کاربر که نیاز به کارگران زیاد دارد)