ترجمه "Carcass" به فارسی
لاشه, مردار, لاش بهترین ترجمه های "Carcass" به فارسی هستند.
Carcass
-
لاشه
nounCarcass (band)
because the decision would serve as precedent for all future Government Pachyderm Carcass Disposals.
چون نحوه انجام این کار سابقهای برای کار لاشه جمع کنی دولتی محسوب میشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Carcass " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
carcass
noun
دستور زبان
Body of a dead animal. [..]
-
مردار
nounbody of a dead animal
-
لاش
nounbody of a dead animal
-
لاشه
nounAn engineer from the Ettumanoor municipality was supervising the disposal of the carcass.
یکی از مهندسین شهرداری اتو مانور سرپرستی گروهی را بر عهده داشت که سرگرم جمع آوری لاشه بودند.
-
ترجمه های کمتر
- جسد
- نسا
- نعش
- چارچوب
- تنه
- (کاربرد تحقیر یا شوخی آمیز) بدن انسان (زنده یا مرده)
- باقی مانده ی کم ارزش هرچیز
- جسم بی جان
- زیر دوزی
- زیربنا (مثلا استخوان بندی کشتی)
- لاشه (به ویژه لاشه ی حیوان ذبح شده)
- نخ دوزی (مثلا در تایر اتومبیل) (carcase هم می نویسند)
تصاویر با "Carcass"
عباراتی شبیه به "Carcass" با ترجمه به فارسی
-
فراوردههاي اسب پير · فراوردههاي جانبي كشتارگاه · فراوردههاي فرعي كشتار · فراوردههاي فرعي لاشه · فراوردههای فرعی کشتارگاه
-
لاشهسوزي
-
ارزش كشتار · ترکیب لاشه · كيفيت لاشه
-
پودر كاساوا · پودرهای جانوری
-
شقهها · نيملاشهها
-
ارزش كشتار · ترکیب لاشه · كيفيت لاشه
-
درصد لاشه
-
لاشهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن