ترجمه "Career" به فارسی
دوره زندگی، شغل, فعالیت ها، خدمات, حرفه بهترین ترجمه های "Career" به فارسی هستند.
Career
-
دوره زندگی، شغل
-
فعالیت ها، خدمات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Career " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
career
verb
noun
دستور زبان
One's calling in life; a person's occupation; one's profession. [..]
-
حرفه
nounone's calling in life; a person's occupation
Please, please do not think of this as a career.
لطفا به صورت حرفه به اين کار نگاه نکن.
-
پیشه
nounto forget that America existed, and pursue a mercantile career in Europe.
فراموش کند که آمریکایی هم وجود دارد و در همان اروپا کسب و تجارتی را پیشه کند.
-
شغل
nounBut I think in my career that's been a good thing.
اما فکر میکنم برای شغل من گریه چیز خوبیه.
-
ترجمه های کمتر
- کار
- دوره
- مسیر
- گذار
- ندا
- هنرستانی
- گذره
- صدا
- (در اصل) مسیر مسابقه
- (مثل اجل معلق) در رسیدن
- (مسیر شخص در زندگی یا در حرفه ی به خصوصی) زیست راه
- با سرعت زیاد (و بلا اختیار) حرکت کردن
- حرفه ای
- دوره زندگ
- دوره زندگی
- دوره ی مسابقه
- زیست راهی
- سوابق شغلی
- شتابان رفتن
- مسیر (تند)
- وابسته به کار همیشگی
عباراتی شبیه به "Career" با ترجمه به فارسی
-
دنبال کردن شغل
-
مشاغل آتی، حرف آتی
-
هیات مدیران اجرائی کاربر
-
پایگاه حرفه ای
-
مرحله عدم پیشرفت شغلی
-
پشتیبانی شغلی
-
رتبه های شغلی
-
مشاغل کم درآمد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن