ترجمه "Carrier" به فارسی
حمل, حامل, قاصد بهترین ترجمه های "Carrier" به فارسی هستند.
A Northern Athabaskan language spoken in Canada. Sometimes considered to be three separate languages; Southern Carrier, Northern Carrier and Central Carrier [..]
-
حمل
noun properI didn't expect to see you as a cook and a water carrier.
من هم انتظار نداشتم تو رو در حال آشپزي و حمل آب ببينم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Carrier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A person or object that carries someone or something else. [..]
-
حامل
On the vids, they always cut out right after you destroy the one carrier.
اونا قسمت سمت راست شما درست قبل از اینکه حامل رو نابود کردین ، از بین بردن
-
قاصد
a carrier pigeon with a metal ring around its leg.
یک کبوتر قاصد که به یک پایش حلقهای فلزی بسته شده بود.
-
حمال
and that makes it kick up a row, old water carrier that it is.
، و همین مایه غرولندش می شه، این پیر حمال آبکش!
-
ترجمه های کمتر
- ناقل
- ترابر
- کاربر
- بردار
- انسان
- آوردگر
- حماله
- چاپار
- مکاری
- نقاله
- آورنده
- پیک
- برنده
- (الکترونیک) موج حامل
- (شخص یا وسیله ای که حمل می کند) حمل کننده
- (شیمی - عامل کاتالیزگر که موجب انتقال یک عنصر یا ریشه از یک ترکیب به ترکیب دیگر می شود
- (ظرف یا مجرا و غیره که توسط آن چیزی رسانده شود) رسانگر
- بیمه گر
- جسمی که کاتالیزگر موجود در خود را تقویت می کند
- رجوع شود به aircraft carrier (پزشکی - یا جانور حامل بیماری یا مشخصات ارثی زیانبخش) برنده
- صندلی (پلاستیکی و بردنی) کودک
- غلتک حمال
- مقدار نسبتا زیادی از یک ماده ی پایا که با مقدار بسیار کمی ایزوتوپ مخلوط شده باشد)حامل
- موج بردار
- موسسه حمل ونقل- حمل کننده بار بر
- نامه بر
- ناو هواپیمابر
- پیام آور
تصاویر با "Carrier"
عباراتی شبیه به "Carrier" با ترجمه به فارسی
-
نفر بر زرهی
-
پروتئينهاي انتقالي · پروتئينهاي حامل · پروتیئنهای اتصالی
-
ناو هواپیمابر
-
وضعيت حامل بیعلامت · وضعیت حامل
-
انواع کبوترهای درشت که غبغب بزرگ دارند · رجوع شود به homing pigeon · کبوتر قاصد · کبوتر نامه رسان
-
حامل بیماری
-
مرکز مبادله محلی
-
تحویل کالا درمحل مقرر به حمل کننده