ترجمه "Castor" به فارسی

رأس پیکر پیشین, بیدسترها, كاستور بهترین ترجمه های "Castor" به فارسی هستند.

Castor proper noun

(Greek mythology): One of the Dioscuri [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رأس پیکر پیشین

    Castor (star)

  • بیدسترها

  • كاستور

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Castor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

castor noun دستور زبان

A pivoting roller attached to the bottom of furniture to allow it to be moved. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کرچک

    noun

    Where are yöu getting the castor oil from?

    از کجا رفتي روغن کرچک رو بگيري ؟

  • بیدستر

    noun
  • (اسطوره های یونان و روم) برادر دو قلوی پالوکس

  • ترجمه های کمتر

    • (نادر) بیدستر
    • (نجوم) دومین ستاره ی پر درخشش استارگان (مجمع الکواکب) جوزا یا دوپیکر (میزان درخشش : 5/1)
    • جند بیدستر
    • رجوع شود به caster
    • چرخ کوچک
    • کلاه خز بیدستر یا خرگوش
    • گند بیدستر (بیضه ی بیدستر که دارای ماده ی چرب و تندبویی است و در عطر سازی و غیره کاربرددارد (castoreum هم می گویند)

تصاویر با "Castor"

عباراتی شبیه به "Castor" با ترجمه به فارسی

  • روغن كرچك · روغن کرچک · روغن کرچک (که به عنوان مسهل کاربرد دارد) · ریسینوس کومونیس
  • (گیاه شناسی) کرچک (Ricinus communis از خانواده ی spurge که از دانه های لوبیا مانند آن روغن کرچک می گیرند)
  • دانه ی کرچک (که زهرین است و از آن روغن کرچک می گیرند) · رجوع شود به castor oil plant
  • روغن كرچك (گیاه)
  • دانههای کرچک
  • كاستور (سرده)
اضافه کردن

ترجمه های "Castor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه