ترجمه "Caucasian" به فارسی
قفقازی, قفقازی, سفیدپوست بهترین ترجمه های "Caucasian" به فارسی هستند.
Caucasian
noun
adjective
دستور زبان
Of, or relating to the Caucasus region or its people, languages and culture. [..]
-
قفقازی
pertaining to the anthropological race
All we have is 2 Caucasian males shot dead over 5 years ago.
تمام چیزی که داریم دوتا مرد قفقازی هست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Caucasian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
caucasian
adjective
alternative capitalization of Caucasian [..]
-
قفقازی
All we have is 2 Caucasian males shot dead over 5 years ago.
تمام چیزی که داریم دوتا مرد قفقازی هست
-
سفیدپوست
adjective noun -
از نژاد سفید
-
ترجمه های کمتر
- اهل قفقازیه
- رجوع شود به Caucasoid
- وابسته به دو خانواده ی مستقل زبان های هندو و اروپایی در قفقاز: قفقازی شمالی (که شامل زبان سرکیسی می شود) و قفقازی جنوبی (که شامل زبان گرجی است) (Caucasic هم می گویند)
- وابسته به زبان های قفقازی
- وابسته به قفقاز
عباراتی شبیه به "Caucasian" با ترجمه به فارسی
-
سیاهخروس قفقازی
-
لرگ
-
آلان · اران
-
نوئل شرقی
-
آبیس نوردمانیانا · نراد قفقازي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن