ترجمه "Chef" به فارسی
سراشپز, آشپز, شف بهترین ترجمه های "Chef" به فارسی هستند.
Chef
-
سراشپز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Chef " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
chef
noun
دستور زبان
The head cook of an establishment such as a restaurant, club, or wealthy family. [..]
-
آشپز
nounperson that directs preparation of meals [..]
Well, anyhow we're looking for chefs who can create Thanksgiving recipes.
دنبال يه سري آشپز مي گرديم كه بتونه واسه شكر گذاري دستورالعمل درست كنه.
-
شف
Corporal Chef Boon of the Fifth Vietnamese Paratroopers.
سرجوخه شف بون از يگان پنجم چترباز ويتنام
-
رئیس
noun
-
ترجمه های کمتر
- سرآشپز
- خوالگر
- خوالیگر
- خوراکپرداز
- طباخ
- پزنده
- (در هتل ها و رستوران ها و غیره) سرآشپز
تصاویر با "Chef"
عباراتی شبیه به "Chef" با ترجمه به فارسی
-
(فرانسه) شاهکار · بهترین اثر (نویسنده یا نقاش و غیره) · شاهکار · کار استاد
-
کمک آشپز · یاور سرآشپز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن