ترجمه "Chinese" به فارسی
چینی, چينى, زبان چینی بهترین ترجمه های "Chinese" به فارسی هستند.
Chinese
adjective
noun
proper
دستور زبان
Of China, its languages or people [..]
-
چینی
adjective nounrelating to China [..]
Tom is dating a Chinese exchange student.
تام با یک دانشجوی تبادلی چینی دوست است.
-
چينى
The Japanese behead you for being Chinese.
ژاپنى ها شما را براى چينى بودن سر مىبرند.
-
زبان چینی
nounthe language
Your Chinese is awesome already.
زبان چینی شما الان هم عالی است.
-
ترجمه های کمتر
- cheana
- چيني
- tschīnī
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Chinese " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
chinese
-
از نژاد چینی
-
اهل کشور چین
-
خانواده ی زبان های چینی
-
ترجمه های کمتر
- زبان چینی
- زبان چینی مندارین
- هر یک از گویش های عمده ی زبان چینی (مثل کانتونی)
- وابسته به چین و زبان و فرهنگ و مردم آن
- چینی زاده
تصاویر با "Chinese"
عباراتی شبیه به "Chinese" با ترجمه به فارسی
-
جعبه های چینی (شماری جعبه که یکی از دیگری کوچکتر است و همه در هم جا می گیرند)
-
رجوع شود به water torture
-
چکرز چینی
-
براسیکا آلبوگلابرا · كلم برگي · كلم برگي چيني
-
ارس چینی
-
(حساسیت ناشی از صرف خوراک چینی که دارای مونو سدیم گلوتینات است) سندرم رستوران چینی
-
پزشکی سنتی چینی
-
آرتيشو چيني · آرتيشو ژاپني · استاکیس سیبولدیای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن