ترجمه "Communication" به فارسی
ارتباطات, ارتباط, پیام بهترین ترجمه های "Communication" به فارسی هستند.
-
ارتباطات
the Communications Data Bill, an absolutely outrageous piece of legislation.
قانون اطلاعات ارتباطات، که حقیقتاً یک قانون بیدادگرانه و عصبانی کننده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Communication " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(uncountable) The concept or state of exchanging information between entities. [..]
-
ارتباط
nounThey communicate with each other by gesture.
آنها با اشاره با هم ارتباط برقرار میکنند.
-
پیام
noun propera message
It was while they were together in this season of joy that the following communication was received.
پیام زیر هنگامی دریافت شد که آنها در این زمان شادی دور هم بودند.
-
مخابره
Sir, I am fluent in six million forms of communication.
قربان ، اين صداي 6 ميليون مخابره ست
-
ترجمه های کمتر
- مخابرات
- مکاتبه
- تبادل
- اطلاع
- رابط
- خبر
- رسانه
- آگهگان
- رسانگر
- رسانگری
- راهرو
- پیغام
- (جمع با فعل مفرد)بیان (شفاهی و کتبی)
- (جمع) تلفن و رادیو و تلگراف و غیره
- (جمع) وسایل ترابری (مانند راه آهن و کامیون)
- ارتباطات هوایی
- اگه سازی
- رابطه صمیمی
- رابطه نزدیک (دل به دل)
- رسانش (خبر و علامت و غیره) مبادله
- رسانه ها
- علامت (داده یا مخابره شده)
- علم رساندن علامات و اطلاعات
- وسیله ی ارتباط
- گفت و شنود
عباراتی شبیه به "Communication" با ترجمه به فارسی
-
علوم ارتباطات