ترجمه "Constitute" به فارسی
تشکیل دادن، برقرار ساختن, تشکیل دادن, بنانهادن بهترین ترجمه های "Constitute" به فارسی هستند.
Constitute
-
تشکیل دادن، برقرار ساختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Constitute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
constitute
verb
noun
دستور زبان
To cause to stand; to establish; to enact. [..]
-
تشکیل دادن
verb -
بنانهادن
To begin something, to undertake a plan, to give life to an institution, enterprise, etc.
-
دربرداشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- برگزیدن
- (به نمایندگی یا به مقامی)انتخاب کردن
- (قوانین یا دولت یا موسسه) تاسیس کردن
- (مجلس یا پارلمان یا روندکاری را) برقرار کردن (به طور رسمی یا قانونی)
- بر پا کردن
- برقرار کردن
- تاسیس کردن
- تاسیس کردن- تشکیل دادن
- متشکل بودن از
- مقرر کردن
- منصوب کردن
- وضع کردن
- کاندید کردن
عباراتی شبیه به "Constitute" با ترجمه به فارسی
-
سرشت ژنتيكي · ژنوتیپها
-
متمم پنجم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
-
متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده
-
عهدنامهٔ تدوین قانون اساسی اتحادیهٔ اروپا
-
تاریخ مشروطه ایران
-
متمم سوم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
-
پادشاهی مشروطه
-
متمم اول قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن