ترجمه "Constitute" به فارسی

تشکیل دادن، برقرار ساختن, تشکیل دادن, بنانهادن بهترین ترجمه های "Constitute" به فارسی هستند.

Constitute
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشکیل دادن، برقرار ساختن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Constitute " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

constitute verb noun دستور زبان

To cause to stand; to establish; to enact. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشکیل دادن

    verb
  • بنانهادن

    To begin something, to undertake a plan, to give life to an institution, enterprise, etc.

  • دربرداشتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • برگزیدن
    • (به نمایندگی یا به مقامی)انتخاب کردن
    • (قوانین یا دولت یا موسسه) تاسیس کردن
    • (مجلس یا پارلمان یا روندکاری را) برقرار کردن (به طور رسمی یا قانونی)
    • بر پا کردن
    • برقرار کردن
    • تاسیس کردن
    • تاسیس کردن- تشکیل دادن
    • متشکل بودن از
    • مقرر کردن
    • منصوب کردن
    • وضع کردن
    • کاندید کردن

عباراتی شبیه به "Constitute" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Constitute" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه