ترجمه "Contour" به فارسی

ترازه, نما, بندآهنگی بهترین ترجمه های "Contour" به فارسی هستند.

contour noun verb دستور زبان

An outline, boundary or border, usually of curved shape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترازه

  • نما

  • بندآهنگی

  • ترجمه های کمتر

    • نمود
    • (با شکل خارجی چیزی دیگر) هم ریخت کردن
    • (راه و غیره) در مسیر خطوط طبیعی یا خواب زمین ساختن
    • (زبان شناسی) پایانه (آهنگ جمله)
    • (کشاورزی) در امتداد خطوط تراز
    • حد فاصل
    • خط (یا منحنی) تراز کشیدن (بر)
    • خط تراز
    • خطوط خارجی هرچیز
    • خطوط متصل کننده ی نقاطهم ارتفاع (روی نقشه)
    • ریخت خارجی چیزی را نشان دادن
    • طراحی کردن
    • منحنی آهنگ
    • نقشه برجسته
    • نمای کرانی
    • هم تراز کردن
    • هم ریخت (شده با چیزی دیگر)
    • کران نما
    • کران نما کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Contour " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Contour"

عباراتی شبیه به "Contour" با ترجمه به فارسی

  • کشت تراز · کشت همتراز
  • تراز شدت صدای معادل
  • (پرندگان - پرهایی که نمای برونی پرنده را تشکیل می دهند در مقایسه با پرهای زیرین) برون پر · کران پر
  • (نقشه یا نمودار) خط هم تراز · (هواشناسی) خط هم فشار · ترازه · خط ترازنما · خط هم دما · منحنی تراز · منحنی میزان
  • نقشه برجسته · نقشه ی ترازه · نمودار ترازنما
  • (نقشه سازی) اختلاف ارتفاع یا فاصله ی دو خط تراز (مجاور هم) · ترازه میان
اضافه کردن

ترجمه های "Contour" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه