ترجمه "Contribution" به فارسی
سهم, مشارکت, همکاری بهترین ترجمه های "Contribution" به فارسی هستند.
-
سهم
nounWe seek to lead and to make a memorable contribution.
ما برای رهبری و یک سهم بیاد ماندنی می جوئیم.
-
مشارکت
Every member of the family contributes, and that includes you.
هر عضو خانواده تو اين امر مشارکت ميکنه که شامل تو هم ميشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Contribution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Something given or offered that adds to a larger whole. [..]
-
همکاری
nounsomething given or offered that adds to a larger whole [..]
It also helps keep your particular contribution unique and distinctive.
همچنین باعث میشه همکاری شما منحصر به فرد و متمایز بشه
-
دهش
nounA voluntary gift or contribution for a specific cause.
-
سهم
nounWe seek to lead and to make a memorable contribution.
ما برای رهبری و یک سهم بیاد ماندنی می جوئیم.
-
ترجمه های کمتر
- کمک
- اعانه
- اهدا
- دادن
- بخشش
- پیشیاره
- معاضدت
- اعطا
- (قدیمی) مالیات زمان جنگ
- مالیات (یا عوارض) ویژه
- مالیات جنگی
- مقاله، نوشته، مطلب
- هر چیز اهدا شده (مثل پول برای خیرات یا مقاله برای مجله و غیره)
- یشخب مه
عباراتی شبیه به "Contribution" با ترجمه به فارسی
-
پرداخت حق بیمه
-
یتیرویکس لایسوس كمكو یراكمه
-
حاشیه فروش
-
صورت حاشیه سود
-
قانون کمک به بیمه دولت مرکزی
-
نسبت حاشیه سود
-
کمکهای خیریه ای
-
شرکت کردن