ترجمه "Conversion" به فارسی
تبدیل, تبدیل, واگردانی بهترین ترجمه های "Conversion" به فارسی هستند.
Conversion
-
تبدیل
Conversion of glucose to lactic acid in tissues
تبدیل گلوکز به لاکتیک اسید در بافتها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Conversion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
conversion
noun
دستور زبان
The act of having converted something or someone. [..]
-
تبدیل
nounWhat happens when casual conversation becomes serious fun?
چه اتفاقی میافته اگه یه مکالمه ی اتفاقی... به یه شوخی جدی تبدیل بشه.
-
واگردانی
-
تبدیلی
-
ترجمه های کمتر
- معاوضه
- مبادله
- صرف
- محاسبه
- تقلیب
- واگرد
- واگردانش
- گهولش
- برگردانی
- دگرش
- برگردان
- ترجمه
- (اقتصاد و بانکداری) تسعیر
- (به ویژه هنگام اجرای وصیت نامه) تبدیل ملک به دارایی منقول (عنوان کامل آن :equitable conversion)
- (حقوق) استفاده ی غیرقانونی از مال دیگری
- (روانکاوی) تبدیل
- (ریاضی) تعویض
- (فوتبال امریکایی و راگبی) اولین بازی بعد از گل زدن (که طی آن یک تیم می تواند یک یا دو امتیاز به دست آورد)
- (منطق) وارون سازی اجزای قضیه
- ایمان آوری
- تبدیل یک نوع پول یا سهام یا اوراق بهادار (و غیره) به نوعی دیگر
- تبدیل- تسعیر
- تغییر مذهب
- قلب نسبت
- نو کیشی
- نودب دناوتیم یتیرویکس لایسوس عقاوم یضعب( ليدبت هب ار هدنز رسمه یایازم دییامن تساوخرد امش هکنیا هب یگتسب نیا هتبلا. دیامن لیدبت هدش توف رسمه یایازم)دراد هدنزرسمه نس و یتفایرد غلبم
- وارون سازی
- گروش (به دین یا آیین دیگر)
عباراتی شبیه به "Conversion" با ترجمه به فارسی
-
وام قابل تبدیل
-
سخن انگیز (هر شی که موجب مکالمه شود مثلا یک بشقاب زیبا و قدیمی) · نوعی نقاشی متداول در قرن هجدهم که گروهی انسان را در موقعیت خاصی مجسم می کند
-
تبدیل یکاهای اندازهگیری
-
(کامپیوتر) رجوع شود به interactive · حراف · خوش حرف · خوش صحبت · صحبت دوست · محاوره ای · مکالمه ای · گفت و شنودی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن