ترجمه "Cough" به فارسی

سرفه, سرفه کردن, سرفیدن بهترین ترجمه های "Cough" به فارسی هستند.

cough verb noun دستور زبان

A condition that causes one to cough; a tendency to cough. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرفه

    noun

    expulsion of air from the lungs [..]

    She coughed back at me, her eyes blinking, rolling blindly.

    بلا سرفه کرد، پلک میزد و چشم هاش مثل کورها میچرخید.

  • سرفه کردن

    verb

    push air from the lungs [..]

    She coughed back at me, her eyes blinking, rolling blindly.

    بلا سرفه کرد، پلک میزد و چشم هاش مثل کورها میچرخید.

  • سرفیدن

    verb

    push air from the lungs [..]

  • ترجمه های کمتر

    • سکنجیدن
    • (با سرفه) گفتن یا رساندن
    • (به همراه سرفه) ادا کردن
    • (عامیانه) مقر آمدن
    • سینه درد
    • صدای سرفه درآوردن
    • گرفتگی گلو و سینه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Cough " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Cough" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Cough" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه