ترجمه "Creativity" به فارسی

خلاقیت, قدرت خلاق, خلاقیت بهترین ترجمه های "Creativity" به فارسی هستند.

Creativity proper

A minor nontheistic, ethnocentric religion based on racist beliefs.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلاقیت

    Creativity in your mother tongue is the path.

    خلاقیت در زبان مادری خودتان مسیری است که باید در پیش گیرید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Creativity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

creativity noun دستور زبان

The quality or ability to create or invent something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قدرت خلاق

    The ability of a person to create or invent something.

  • خلاقیت

    phenomenon whereby something new is created

    Also, one of the principles of creativity is to have a little childhood trauma.

    همچنین یکی از اصول خلاقیت اینه که شما در کودکی دچار ضربه روحی شده باشید.

  • آفرینندگی

    There is some unsuffusing thing beyond thee, thou clear spirit, to whom all thy eternity is but time, all thy creativeness mechanical.

    ای روح روشن، ماوراء تو چیزی است گسترده و منتشر که برابر او همه ابدیت تو زمان است و همه آفرینندگی تو به صرافت طبع.

  • ترجمه های کمتر

    • آفریدگری
    • قدرت ابداع
    • قدرت خلاقه

عباراتی شبیه به "Creativity" با ترجمه به فارسی

  • موسیقیدان · نقاش و هنرمند · هنرور
  • خلاق
  • اندیشمند · فکور · متفکر
  • بازریابی ابداعی
  • اثر خلاقانه
  • حسابداری ساختگی
  • آفریدگر · آفرینش گر · آفرینشگر، پدر، پدید آور، پس انداز،پس اندازنده، خالق، · ابتکارآمیز · ابتکاری · بدیع · خالق · خلاق · خلاقه · خوش قریحه · سازنده · نوآور · نوسرای · هنری
  • قدرت ابداع · قدرت خلاقه
اضافه کردن

ترجمه های "Creativity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه