ترجمه "Creditor" به فارسی

بستانکار, بستانکار, طلبکار بهترین ترجمه های "Creditor" به فارسی هستند.

Creditor
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستانکار

    The creditor was Mr. Bambridge a horse dealer of the neighborhood

    بستانکار آقای بامریج دلال اسب همان ناحیه بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Creditor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

creditor noun دستور زبان

(finance) A person to whom a debt is owed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستانکار

    noun

    The creditor was Mr. Bambridge a horse dealer of the neighborhood

    بستانکار آقای بامریج دلال اسب همان ناحیه بود

  • طلبکار

    noun

    The creditor is at liberty to sell your property, and proceed against you according to the law.

    اما طلبکار مختار است که اموال شما را بفروشد و با شما مطابق فانون رفتار کند.

  • اعتبار دهنده

    Margin calls from creditors are imminent.

    هر لحظه ممکنه که اعتبار دهنده گان درخواست وثيقه ي بيشتر کنن

  • وام دهنده

عباراتی شبیه به "Creditor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Creditor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه