ترجمه "Customs" به فارسی
گمرک, گمرک, رسوم بهترین ترجمه های "Customs" به فارسی هستند.
Customs
-
گمرک
nounCustoms agents sure are getting pretty, aren't they?
حتمأ قيافه ي مأمورهاي گمرک الان ديدنيه, مگه نه ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Customs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
customs
noun
دستور زبان
Plural form of custom. [..]
-
گمرک
nounauthority or agency in a country responsible for collecting customs duties and for controlling the flow of goods
Breezing through customs, nobody asking to see our passports.
به آن راحتی، رد شدن از گمرک، بدون آنکه کسی ازمان پاسپورت بخواهد.
-
رسوم
nounHe clings to his customs.
او به رسوم خود پایبند است.
-
باج
noun
-
ترجمه های کمتر
- عادت
- گمرکی- حقوق گمرکی
CUSTOMS
-
گمرک
noun
عباراتی شبیه به "Customs" با ترجمه به فارسی
-
حفظ مشتریان
-
نصب مخصوص
-
رضایت مشتری
-
گيرنده سفارشي
-
ثبت نام مشتریان
-
مدیریت رضایت مشتریان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن