ترجمه "Cypress" به فارسی

سرو, شبه سرو, سرو بهترین ترجمه های "Cypress" به فارسی هستند.

Cypress
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرو

  • شبه سرو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Cypress " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

cypress noun دستور زبان

An evergreen coniferous tree with flattened shoots bearing small scale-like leaves, whose dark foliage is sometimes associated with mourning. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرو

    an evergreen coniferous tree

    I thought of those cold scenes of his, with their picturesque peasants and cypresses and olive trees.

    به یاد آن صحنههای سرد نقاشی او با دهقانان تماشائی و درختهای سرو و زیتون افتادم.

  • (گیاه شناسی) سرو (جنس Cupressus)

  • درخت سرو

    noun

    There are cypress trees, and the crosses of the cemetery showing above the white wall washed by the stream.

    از فراز دیوار سفید، که جریان آب میلیسی دش، درختان سرو و خاجهای گورستان را میتوان دید ...

  • ترجمه های کمتر

    • سرشاخه های درخت سرو (که نماد سوگواری است)
    • سروی و سرویانی
    • وابسته به تیره ی سرویان (Cupressaceae)
    • پارچه ی قبرسی (به ویژه پارچه ی ابریشمی نازک و سیاه که در سوگواری می پوشیدند)
    • چوب سرو

تصاویر با "Cypress"

عباراتی شبیه به "Cypress" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Cypress" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه