ترجمه "Dagger" به فارسی
خنجر, خنجر, دشنه بهترین ترجمه های "Dagger" به فارسی هستند.
A player, supporter or other person connected with Dagenham & Redbridge Football Club.
-
خنجر
nounThe sanctuary, the one place the Dagger can be hidden safely.
معبد مقدس ، تنها جايي كه اون خنجر در امانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Dagger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(weapon) A stabbing weapon, similar to a sword but with a short, double-edged blade. [..]
-
خنجر
nouna stabbing weapon [..]
Well, I know how easily they can be silenced with a dagger.
خب ، ميدونم که چقدر راحت ميشه با يه خنجر ساکتشون کرد.
-
دشنه
nouna stabbing weapon
The mouths are filled with blood red, dagger sharp teeth.
دهانها پر از دندانهایی دشنه مانند و به سرخی خون هستند.
-
کارد
nounPorthos mechanically drew his dagger from the scabbard.
پورت وز بیاختیار دست به دسته کارد برد.
-
ترجمه های کمتر
- قمه
- آدرم
- آدرمه
- قداره
- کتاره
- این نشان : T (الف : در فهرست ها جلوی نام شخص متوفی قرار می دهند
- ب : در دادن دومین رجوع در کتاب ها و غیره این نشان به کار می رود و به آن obelisk می گویند)
- با خنجر زدن
- با نشان خنجر مشخص کردن
- نشان خنجر
- † علامت
تصاویر با "Dagger"
عباراتی شبیه به "Dagger" با ترجمه به فارسی
-
نشانی به معنی : ((رجوع شود به))
-
اسرار آمیز و پر هیجان (به ویژه در مورد داستان های جاسوسی و پلیسی پر ماجرا و پر دسیسه)
-
خانه خنجرهای پران