ترجمه "Data" به فارسی
داده – اطلاعات, اطلاعات, دادهها بهترین ترجمه های "Data" به فارسی هستند.
-
داده – اطلاعات
data came to it in some form or shape.
انرژی به اشکال مختلفی در میاید و داده (اطلاعات) هم به همین صورت است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Data " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Plural form of datum: pieces of information. [..]
-
اطلاعات
nouninformation
Yeah, it turns out someone added simulated signals to the data files.
آره ، مشخص شد که يه نفر سيگنال هاي شبيه سازي شده وارد اطلاعات کرده.
-
دادهها
nouninformation [..]
Computer technology is indispensable to access many pertinent items of data.
فناوری رایانهای برای دسترسی به بسیاری از اقلام مرتبط دادهها ضروری است.
-
داده
nounfacts represented for handling
It's a standard template by which we're going to hang the rest of this data.
این یک الگوی استاندارده که قراره ما بقیه این داده ها را به آنها متصل کنیم.
-
ترجمه های کمتر
- (جمع ولی معمولا با فعل مفرد به کار می رود) داده ها
- (مسئله) معلومات
- داده (محاسبه)
- داده ها
- دانسته ها
- سوابق
- مفروضات
- یافته ها
"DATA" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DATA در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Data"
عباراتی شبیه به "Data" با ترجمه به فارسی
-
داده های طولی
-
سازمان یا ساختار اطلاعات
-
سیستم مدیریت پایگاه داده رابطه ای
-
داده هایاطلاعات حسابداری
-
جمع آوری منظم اطلاعات
-
داده PivotTable