ترجمه "Database" به فارسی

بانک اطلاعاتی- پایگاه اطلاعاتی, پایگاه دادهها, بانک اطلاعات بهترین ترجمه های "Database" به فارسی هستند.

Database
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانک اطلاعاتی- پایگاه اطلاعاتی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Database " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

database verb noun دستور زبان

(computing) A collection of (usually) organized information in a regular structure, usually but not necessarily in a machine-readable format accessible by a computer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پایگاه دادهها

    noun

    collection of information [..]

    It's really hard to get copyright for databases.

    داشتن حمایت از حق تکثیرکننده برای پایگاه دادهها واقعا سخت است.

  • بانک اطلاعات

    noun

    collection of information

    Paid eight years for an identity in the databases.

    هشت سال از عمرم رو صرف پرداخت هزينه ي ثبت هويتم تو بانک اطلاعاتي کردم.

  • پایگاه داده

    collection of information

    This database contains many errors.

    این پایگاه داده ها حاوی اشتباهات بسیاری است.

  • ترجمه های کمتر

    • (کامپیوتر) پایگاه داده ها
    • انباره ی داده ها
    • بانک داده ها (data bank هم می گویند)
    • پایگاه اطلاعات

عباراتی شبیه به "Database" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Database" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه