ترجمه "Date" به فارسی
تاریخ – مورخه, تاریخ, قرار بهترین ترجمه های "Date" به فارسی هستند.
A surname. [..]
-
تاریخ – مورخه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Date " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(botany) The fruit of the date palm. This sweet fruit is somewhat in the shape of an olive, containing a soft pulp and enclosing a hard kernel. [..]
-
تاریخ
noun neuterpoint of time at which a transaction or event takes place [..]
They announced the date of their wedding in the newspaper.
آنها تاریخ عروسی را در روزنامه اعلام کردند.
-
قرار
nounmeeting with a lover or potential lover; a person so met [..]
Every day after class the male students would gather around her, trying to make a date.
هر روز پس ازاتمام کلاس دانشجویان پسر دورش جمع میشدند وسعی میکردند با او قرار ملاقاتی بگذارند.
-
خرما
nounfruit of the date palm
When mixed with dates and loosened with butter, it was good food.
این گرد اگر با خرما مخلوط میشد و با کره درآمیخته میشد غذای خوبی بود.
-
ترجمه های کمتر
- خرمارطب
- زمان
- خُرما.رُطب
- وعده
- رطب
- گاه
- طرف
- (با فردی از جنس مخالف) بیرون رفتن
- (برای چیزی) تاریخ تعیین کردن
- (جمع) تاریخ زاد و مرگ (تولد و وفات)
- (معمولا با: from) از زمان بخصوصی آغاز شدن
- (پسر یا دختر) طرف ملاقات
- از مد افتاده کردن
- تاریخ (که روی چیزی ذکر می شود)
- تاریخ گذاشتن (روی نامه و غیره)
- درخت خرما
- دوست پسر (یا دختر)
- رانده وو
- زمان وقوع
- سالخورده به نظر آمدن
- قدیمی بودن
- نخل خرما (رجوع شود به date palm)
- وعده ی ملاقات (به ویژه با فردی از جنس مخالف)
- وعده ی ملاقات گذاشتن
- کهنه به نظر آمدن
تصاویر با "Date"
عباراتی شبیه به "Date" با ترجمه به فارسی
-
تاریخ گذاری دو گانه
-
از مد افتاده · قدیمی · منسوخ · ناهماهنگ با زمان · کهنه
-
برات موعد دار
-
بعد از تاریخ سود سهام
-
تاریخ عطف حسابداری
-
تاریخ پایان واقعی
-
تاریخ اعلام