ترجمه "Decline" به فارسی

افول کردن، افول, زوال, انحطاط بهترین ترجمه های "Decline" به فارسی هستند.

Decline

The administrator's act of removing an update from the main view of updates so that the respective update is no longer displayed or available for deployment.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افول کردن، افول

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Decline " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

decline verb noun دستور زبان

(intransitive) To move downwards, to fall, to drop. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زوال

    noun

    Well, in fact, the arts are not in decline.

    خوب، در واقع، هنر رو به زوال نیست.

  • انحطاط

    noun

    It had a steep decline in its effectiveness from about 1100.

    از حدود سال 1100 کارایی تکنولوژی رو به انحطاط رفت.

  • تنزل

    noun

    even if you decline, i'll take them away by force

    حتي اگر شما تنزل پيدا کنيد من نيروها را براي گرفتن آنجا خواهم برد

  • ترجمه های کمتر

    • کاهش
    • نزول
    • تقلیل
    • شیب
    • فساد
    • سرازیری
    • خماندن
    • فروشدن
    • فروپیچیدن
    • میرایی
    • نپذيرفتن
    • کاهیدن
    • فرتوتی
    • خمش
    • فرورفتن
    • نشیب
    • (اخلاقیات و غیره) پست شدن
    • (به سوی پایین) خمیدن
    • (دستور زبان) صرف کردن
    • (سلامتی یا نیرو یا ارزش و غیره) کم شدن
    • (قدیمی) بیماری نحیف کننده
    • (مودبانه) رد کردن
    • از دست دادن (سلامتی)
    • افول کردن
    • بخش نهایی 3
    • بخش پایانی
    • به پایان نزدیک شدن
    • تقلیل یافتن
    • خمیدگی (به سوی پایین)
    • خودداری کردن
    • دوران افول 1
    • رو به اتمام گذاشتن
    • سر باز زدن
    • سرازیر شدن
    • طفره رفتن
    • میرندگی 2
    • نزول کردن
    • پس رفتن
    • پس زدن
    • کاستی 0
    • کاهش یافتن

عباراتی شبیه به "Decline" با ترجمه به فارسی

  • کاهش در خدمات فیزیکی
  • (عقربه ی قطب نما و غیره) زاویه ی انحراف · (قدیمی) زوال · (نجوم) میل · اریب روی · انحطاط · تباهی · جواب رد دادن · خودداری کردن (باادب) · رد کردن · زوال · سرازیری · شیب · فرود · فروروی · فساد · مورب بودن · میل · نشیب · نکول · پسرفت · چامگوشه · گوشه ی چام
  • زوال جنگل
  • زوال
  • انحراف مغناطیسی · میل مغناطیسی · کژرفت برکشندی
  • (دستور زبان) قابل صرف · دارای اجزای قابل صرف
  • تنزل دادن · کاهش دادن
  • اریبی · یک وری شده
اضافه کردن

ترجمه های "Decline" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه