ترجمه "Deployment" به فارسی

آرایش, استقرار, توزیع بهترین ترجمه های "Deployment" به فارسی هستند.

Deployment
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرایش

    noun

    but not too much, after the expedient of Massena in delaying enemy deployment.

    ولی از رگبار بپر هیزند و همان طور که ماسنا مقتضی میدانسته از آرایش قشون دشمن جلوگیری کنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Deployment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

deployment noun دستور زبان

An arrangement or classification of things. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استقرار

  • توزیع

    noun
  • گسترش

    noun

    that this could become a cheaper and more deployable form

    که این میتواند گونهی انرژی ارزانتر و قابل گسترش تری

عباراتی شبیه به "Deployment" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Deployment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه