ترجمه "Directory" به فارسی

فهرست. سایتی که سایتهای دیگر را در گروههای خود دستهبندی میکند و نمایش میدهد., فهرست, پوشه بهترین ترجمه های "Directory" به فارسی هستند.

Directory
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فهرست. سایتی که سایتهای دیگر را در گروههای خود دستهبندی میکند و نمایش میدهد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Directory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

directory adjective noun دستور زبان

A list of names, addresses etc., of specific classes of people or organizations, often in alphabetical order or in some classification. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فهرست

    noun

    I called for a directory and looked out the bakers.

    دفتر راهنمای شهر را خواستم و در آن به فهرست نانواها نگاه کردم.

  • پوشه

    in computing, a file system cataloging structure which contains references to other computer files, and possibly other directories

    Go for the root directory.

    وارد پوشه " روت " شو

  • مدیری

  • ترجمه های کمتر

    • رهنمایی
    • سرپرستی
    • فهرست راهنما
    • نام دفتر رجوع شود به directoire -5 directorate -4
    • نام کتاب
    • وابسته به مدیریت یا کارگردانی یا راهنمایی
    • کتاب راهنما (به ویژه راهنمای مراسم کلیسا)
    • کتابی که حاوی نام و نشانی افراد ویژه ای است

تصاویر با "Directory"

عباراتی شبیه به "Directory" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Directory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه