ترجمه "Distribution" به فارسی

توزیع, توزیع, توزيع بهترین ترجمه های "Distribution" به فارسی هستند.

Distribution
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توزیع

    noun

    The distribution of the raiding parties was unorthodox.

    توزیع و گروهبندی دستههای حمله در بین افراد مایر معمول و ناجور بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Distribution " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

distribution noun دستور زبان

An act of distributing or state of being distributed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توزیع

    noun

    distribution in statistics [..]

    The distribution of the raiding parties was unorthodox.

    توزیع و گروهبندی دستههای حمله در بین افراد مایر معمول و ناجور بود.

  • توزيع

    The sum of the commercial and service activities that transfer the produced goods to the consumer.

    We need to lock this down and get distribution back to acceptable levels.

    بايد اينجا رو ببنديم و توزيع رو به سطح قابل قبولي برگردونيم

  • پخش

    noun

    But it's you who distribute the books, not they Then it's you that ought to go to prison.

    لیکن چون شما کتابها را پخش کرده این نه اونها شما باید به حبس بروین.

  • ترجمه های کمتر

    • بخش
    • پراکندگی
    • حصه
    • نصیب
    • سهم
    • پراکنش
    • توژی
    • دانگ
    • (آمار) پخش احتمال
    • توزيع تجاري
    • توزیع اقتصادی
    • حصه سازی

تصاویر با "Distribution"

عباراتی شبیه به "Distribution" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Distribution" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه