ترجمه "Echo" به فارسی

اخو, پژواک, خنیدن بهترین ترجمه های "Echo" به فارسی هستند.

Echo proper noun

(Greek mythology) An oread, punished by Hera by losing her own voice and only being able to mimic that of others. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخو

    Echo (mythology)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Echo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

echo verb noun دستور زبان

A reflected sound that is heard again by its initial observer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پژواک

    noun

    reflected sound [..]

    Every now and again it gave a yell, and the echo ran along the walls.

    گـاه و بـیگـاه نعرهای میکشید و پژواک آن در طول دیوارها طنین انداز میشد.

  • خنیدن

  • بازتاب

    All that would have happened is a kind of reverse echo.

    تنها چیزی که ممکنه اتفاق افتاده با شه پدیدار شدن نوعی بازتاب معکوسه.

  • ترجمه های کمتر

    • بازگو
    • تقلید
    • Echo
    • مقلد
    • بازآوایی
    • بازتابگر
    • دوآوایی
    • (اسطوره ی یونان - حرف بزرگ) اکو (یکی از پریان که از عشق نارسیس مرد و فقط صدایش باقی ماند) 0
    • (الکترونیک - بازتاب هر چیز که به صورت نقطه ی نورانی در صفحه ی رادار نمایان می شود) بازتابه
    • (رادیو و تلویزیون - روی هم افتادن دو تصویر یا صدا) دوپیکری
    • (صدا) منعکس کردن یا شدن
    • (موسیقی - تکرار ملایم آهنگ یا صدا) بازآوا
    • (کامپیوتر) برگشت (برگشتن نشانک از مسیر ارسال شده) 1
    • (کامپیوتر) پیام
    • انعکاس صدا
    • باد آهنگ
    • بازتاب – طنین – اکو
    • بازگو کردن
    • تقلید کردن
    • تکرار (حرف یا سبک هنری و غیره)
    • تکرار شدن یا کردن
    • روی هم افتادن
    • طنین انداختن
    • لکه ی نور
    • منعکس کردن
    • پاسخ یا واکنش موافق
    • پژواک کردن
    • پیچیدن (صدا)
ECHO

ECHO (music award) [..]

+ اضافه کردن

"ECHO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ECHO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Echo"

عباراتی شبیه به "Echo" با ترجمه به فارسی

  • اتاق بازآوا · اتاق پژواک
  • (زبانشناسی) واژه ی پژواکی · پژواک واژ (که از تقلید صدای واژه ها یا پدیده های دیگر به وجود آمده است)
  • (سنجش ژرفای آب با دستگاه ژرفاسنج پژواکی یا echo sounder) ژرفاسنجی پژواکی
  • اتاق بازآوا · اتاق پژواک
اضافه کردن

ترجمه های "Echo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه