ترجمه "Elk" به فارسی
موس, گوزن, الک بهترین ترجمه های "Elk" به فارسی هستند.
Elk
noun
دستور زبان
(informal) An Acorn Electron computer. [..]
-
موس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Elk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
elk
noun
دستور زبان
(North America) The common wapiti ( Cervus canadensis ); the second largest member of the deer family, smaller only than a moose. Elk never have flat antlers (like moose do.) [..]
-
گوزن
nounThe half drained elk dropped from my hands to the stony ground.
گوزن شمالی نیمه خشک شده از دستهایم به زمین پر سنگلاخ افتاد.
-
الک
گونهای از آهوها (سرده)
Get one of those new elk rotaries.
يکي از اون ماشيناي چرخنده الک بگير
-
واپیتی
-
ترجمه های کمتر
- (چرم نرم و نازک گاو یا گوساله) چرم الک
- رجوع شود به moose
- رجوع شود به wapiti
- گوزن شمالی
تصاویر با "Elk"
عباراتی شبیه به "Elk" با ترجمه به فارسی
-
آلسس · بزرگگوزنهاي شمالي اروپايي · بزرگگوزنهای شمالی · موس
-
آهوي سرخ · بزرگگوزنهاي شمالي آمريكايي · سرووس الافوس · واپيتي
-
گوزن شمالی
-
آلسس · بزرگگوزنهاي شمالي اروپايي · بزرگگوزنهای شمالی · موس
-
گوزن شمالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن