ترجمه "Employment" به فارسی
اشتغال, اشتغال- استخدام, استخدام بهترین ترجمه های "Employment" به فارسی هستند.
-
اشتغال
But it's also going to create new, flexible forms of employment.
اما همچنین اشکال جدیدی از اشتغال جدید و منعطف را خلق خواهد کرد.
-
اشتغال- استخدام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Employment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A use, purpose [..]
-
استخدام
nounrelationship between the employee and the employer
Of course he knew nothing whatever of mining, but his employment was of a special kind.
مسلما از معدن کاری هیچ سر رشتهای نداشت اما استخدام او دلیلی خاص داشت.
-
اشتغال
But it's also going to create new, flexible forms of employment.
اما همچنین اشکال جدیدی از اشتغال جدید و منعطف را خلق خواهد کرد.
-
استعمال
nounIn the first problem the employment of forces is in question.
در مسئله نخست پای استعمال قوا در میان است.
-
ترجمه های کمتر
- شغل
- استفاده
- کار
- حرفه
- مشغله، کار و بار، شغل و پیشه
- خدمت
- مصرف
- کارمندی
- بکارگيرى
- گمارش
- (قدیمی) کاربرد
- به کار گماری
- به کار گیری
- کسب – استخدام اشتغال در یک پیشه
عباراتی شبیه به "Employment" با ترجمه به فارسی
-
اشتغال مولد
-
مادختسا تاواسم قح
-
خوداشتغالی · نتشاد دازآ لغش
-
بیکاری
-
کارفرما
-
کار زیانآور
-
اشتغال جاری؛ اشتغال دائم