ترجمه "English" به فارسی

انگلیسی, انگليسى, زبان انگلیسی بهترین ترجمه های "English" به فارسی هستند.

English adjective verb noun proper دستور زبان

English-language; of or pertaining to the English language. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگلیسی

    adjective proper noun

    people from England [..]

    There are no students who can speak English well.

    هیچکدام از دانشجویان نمیتوانند به انگلیسی خوب صحبت کنند.

  • انگليسى

    And he tells us to pay, but we don't speak English.

    و به ما گفت كه پولش را بدهيم، اما ما انگليسى حرف نمىزديم.

  • زبان انگلیسی

    proper

    the English language

    It is difficult to express one's thoughts in English.

    بیان افکار به زبان انگلیسی دشوار است.

  • ترجمه های کمتر

    • Persian
    • angulasa
    • انگلیسى
    • انگليسي
    • engelisi
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " English " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

english noun دستور زبان

(US) Spinning or rotary motion given to a ball around the vertical axis, as in billiards or bowling. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگلیسی

    proper

    There are no students who can speak English well.

    هیچکدام از دانشجویان نمیتوانند به انگلیسی خوب صحبت کنند.

  • (Anglicize هم می گویند)

  • (آموزش) کلاس انگلیسی یا ادبیات انگلیس

  • ترجمه های کمتر

    • (به واژه های خارجی املا و تلفظ انگلیسی دادن) انگلیسی کردن
    • (حرف کوچک - بیلیارد و بولینگ) گوی (یا توپ) را از گوشه زدن (به طوری که هنگام حرکت دور خود هم بچرخد)
    • (وابسته به مردم و زبان و فرهنگ انگلستان) انگلیسی
    • انگلیسی ماب کردن
    • به انگلیسی ترجمه کردن
    • روش کاربرد انگلیسی
    • زبان انگلیسی
    • نوع انگلیسی
ENGLISH

Ni Daaru na peen di jehdi tu pwayi c kde Ajj rooya mai teri oh kasam todd ke.

+ اضافه کردن

"ENGLISH" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ENGLISH در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "English"

عباراتی شبیه به "English" با ترجمه به فارسی

  • (سگ) ستر انگلیسی (نوعی ستر که موی نرم و سفید با خال های سیاه یا قهوه ای دارد)
  • من زبان انگلیسی را دوست دارم
  • من انگلیسی هستم
  • انگلیسی بلدید؟ · شما انگلیسی بلدید؟ · شما انگلیسی حرف میزنید؟ · شما فارسی بلدید؟ · شما فارسی حرف میزنید؟ · فارسی بلدید؟
  • بول داگ
  • (موسیقی) بوق انگلیسی (ساز بادی شبیه oboe) · کر آنگله
  • پاپیتال · پیچک
  • (زبانشناسی) انگلیسی میانه (زبان انگلیسی بین حدود 0011 تا 0051 میلادی)
اضافه کردن

ترجمه های "English" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه