ترجمه "Equilibrium" به فارسی

تعادل، موازنه, تعادل, موازنه بهترین ترجمه های "Equilibrium" به فارسی هستند.

Equilibrium
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعادل، موازنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Equilibrium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

equilibrium noun دستور زبان

The condition of a system in which competing influences are balanced, resulting in no net change. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعادل

    noun

    out of thermal equilibrium for billions of years so life can evolve.

    میلیاردها سال در تعادل گرمایی نگه دارند تا حیات امکان تشکیل و تکامل پیدا کند.

  • موازنه

    The condition of a system in which competing influences are balanced.

    beginning of next year, we get to a stable equilibrium outcome.

    اوایل سال آینده، ما به نتیجه موازنه پایدار می رسیم.

  • ترازو

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • توازن
    • ترازمندی
    • آرامش
    • (شیمی - در واکنش های وارون پذیر) تراز کنش
    • (فیزیک) هم سنگی
    • تعادل جسمی
    • تعادل روحی
    • تن ترازی
    • روان ترازی
    • هم ایستایی
    • هم ترازویی
    • هم ترازی
    • هم وزنی

عباراتی شبیه به "Equilibrium" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Equilibrium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه