ترجمه "Eskimo" به فارسی

اسکیمو, اسکیمو, اسکیمویی بهترین ترجمه های "Eskimo" به فارسی هستند.

Eskimo adjective noun proper دستور زبان

A group of indigenous peoples inhabiting the Arctic, from Siberia, through Alaska and Northern Canada, to Greenland, including the Inuit and Yupik. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسکیمو

    group of native peoples

    Never trust an Eskimo in a windbreaker.

    هیچ وقت به یه اسکیمو که بادگیر داره اعتماد نکن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Eskimo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

eskimo
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسکیمو

    Never trust an Eskimo in a windbreaker.

    هیچ وقت به یه اسکیمو که بادگیر داره اعتماد نکن

  • اسکیمویی

    And some Eskimo kisses.

    و چندتا بوس اسکیمویی

  • اسکیمو (سرخپوست شمالگانی)

  • ترجمه های کمتر

    • زبان اسکیمویی
    • وابسته به زبان و فرهنگ و مردم اسکیمو

عباراتی شبیه به "Eskimo" با ترجمه به فارسی

  • (زبانشناسی) خانواده ی زبان های اسکیمو - الیوت
  • سگ اسکیمو (که گرگ سان و نیرومند بوده و برای کشیدن سورتمه هم به کار می رود)
اضافه کردن

ترجمه های "Eskimo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه