ترجمه "Ethics" به فارسی

اخلاقیات, اصول اخلاقی, علم اخلاق بهترین ترجمه های "Ethics" به فارسی هستند.

Ethics

Ethics (book)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخلاقیات

    A man without ethics is a wild beast loosed upon this world.

    انسان بدون اخلاقیات، هیولای وحشی است که در این جهان رها شده است.

  • اصول اخلاقی

    You can participate in the ethics. You can participate in the politics.

    میتونید در اصول اخلاقی همکاری کنید، در سیاست گذاریها،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ethics " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ethics noun دستور زبان

(philosophy) The study of principles relating to right and wrong conduct. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • علم اخلاق

    study of principles governing right and wrong conduct

    teaching doesn't come in, ethics and all that, but passion and emotion.

    تعلیم هیچ به درد نمیخورد، همینطور علم اخلاق و چیزهایی از این قبیل، مگر عشق و احساسات.

  • فلسفه اخلاق

    study of principles governing right and wrong conduct [..]

  • اخلاق

    noun

    standards of conduct

    In fact, the West has lost its work ethic.

    در حقیقت غرب اخلاق کاری را از دست داده است.

  • ترجمه های کمتر

    • ادب
    • اصول اخلاق
    • اخلاقیات
    • (سیستم اخلاقی و رفتاری شخص یا مذهب یا حرفه و غیره) کردارگان
    • (فلسفه) کردار شناسی
    • اخلاق – موازین اخلاقی – اخلاق حرفه ای – آئین رفتاری
    • به خویگان
    • بهخوی شناسی
    • بهکردار شناسی
    • بهکردارگان
    • خویگان
    • رساله (یا مقاله و غیره) در زمینه ی کردار شناسی
    • سیرت
    • علم الاخلاق

عباراتی شبیه به "Ethics" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ethics" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه