ترجمه "Falcon" به فارسی

شاهی, فالکون, شاهین بهترین ترجمه های "Falcon" به فارسی هستند.

Falcon

Falcon (comics)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاهی

  • فالکون

    It took Dana a day to get an appointment with Marcel Falcon.

    یک روز طول کشید تا دنا از مارسل فالکون وعده ملاقاتی بگیرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Falcon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

falcon verb noun دستور زبان

Any bird of the genus Falco, all of which are birds of prey. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاهین

    noun

    bird of the genus Falco [..]

    I used to sew all the hoods for my husband's falcons.

    من استفاده می شود به دوختن همه فن برای شاهین شوهرم.

  • باز

    noun

    bird of the genus Falco [..]

    He was a falcon, but this is a gander.

    آن مرد یک باز بود و این یک اردک.

  • قوش

    noun

    Love is the falcon's flight over your sands.

    ـ عشق، پرواز قوش بر فراز شنهای توست.

  • ترجمه های کمتر

    • (جانور شناسی) انواع پرندگان شکاری تیره ی بازان Falconidae که بال های بلند دارند و منقار آنها کوتاه و سرکج است
    • (قرن 51 تا 71) توپ کوچک
    • توپ قدیمی
    • زمج (در شکار با باز به ماده می گویند falcon و به نر آن می گویند tiercel)
FALCON
+ اضافه کردن

"FALCON" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FALCON در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Falcon"

عباراتی شبیه به "Falcon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Falcon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه