ترجمه "Finnish" به فارسی

فنلاندی, فنلاند, فنلان بهترین ترجمه های "Finnish" به فارسی هستند.

Finnish adjective proper noun دستور زبان

Of or pertaining to Finland. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فنلاندی

    adjective proper

    Finnish (language) [..]

    Vronsky was staying in a roomy, clean, Finnish hut, divided into two by a partition.

    ورانسکی در کلبهی فنلاندی جادار و نظیفی اقامت داشت که توسط دیوارهای به دو قسمت تقسیم میشد.

  • فنلاند

    proper

    In the Finnish war he also managed to distinguish himself.

    در جنگ فنلاند نیز به همین ترتیب توفیق یافت شجاعت و قهرمانی خود را نشان دهد.

  • فنلان

    A Finno-Ugric language spoken mainly in Finland.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Finnish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

finnish
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فنلاندی

    proper

    Vronsky was staying in a roomy, clean, Finnish hut, divided into two by a partition.

    ورانسکی در کلبهی فنلاندی جادار و نظیفی اقامت داشت که توسط دیوارهای به دو قسمت تقسیم میشد.

  • زبان فنلاندی (از زبان های فینیک - شاخه ای از زبان های فینو اوگریک Finno-Ugric هستند)

  • وابسته به زبان فنلاندی و کشورفنلاند

عباراتی شبیه به "Finnish" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Finnish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه