ترجمه "First" به فارسی

اول, اولین, نخستین بهترین ترجمه های "First" به فارسی هستند.

First adjective دستور زبان

Of or pertaining to the executive of a particular nation or state.

ترجمه خودکار " First " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"First" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای First در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ترجمه با املای جایگزین

first adjective noun adverb دستور زبان

Archaic spelling of first. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اول

    adjective adverb noun

    numeral first [..]

    Either you or I will get the first prize.

    یا من یا تو جایزه اول را برنده خواهیم شد.

  • اولین

    adjective

    numeral first [..]

    You can adjust game configuration options when starting the game for the first time.

    شما می توانید گزینه های پیکره بندی بازی را در هنگام شروع بازی برای اولین بار، تنظیم نمایید.

  • نخستین

    adjective

    numeral first [..]

    Scott was the first man to reach the pole.

    اسکات نخستین انسانی بود که به قطب رسید.

  • ترجمه های کمتر

    • نخست
    • یکم
    • یکمین
    • ارشد
    • اولی
    • اولیه
    • آغازین، نخستین
    • اولا
    • مقدم
    • آغازین
    • ترجیح
    • عمده
    • جدید
    • افتتاحی
    • زودترین
    • فرادم
    • پیشقدمی
    • نخبه
    • (به ویژه در موسیقی) رتبه ی اول
    • (جمع) اعلاتر
    • (دنده ی موتور اتومبیل و غیره) دنده یک 0
    • اولین بار
    • جشن فارغ التحصیلی
    • جلو(تر از دیگران)
    • دختر باکره
    • در آغاز 1
    • در ابتدا
    • در جه ی یک
    • قدیم ترین
    • مرغوب ترین
    • ممتاز ترین
    • نخستین بار
    • نفر اول
    • پیش از همه
    • پیش ترین
FIRST
+ اضافه کردن

"FIRST" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FIRST در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "First" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "First" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه