ترجمه "Flood" به فارسی

سیل, سیل, طوفان بهترین ترجمه های "Flood" به فارسی هستند.

Flood proper دستور زبان

(Biblical) The flood referred to in the Book of Genesis in the Old Testament. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیل

    noun

    For the first time since the night of the great flood he was happy.

    برای نخستین بار از شب سیل بزرگ شادمان بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Flood " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

flood verb noun دستور زبان

A (usually disastrous) overflow of water from a lake or other body of water due to excessive rainfall or other input of water. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیل

    noun

    overflow of water [..]

    The flood of life seemed to roll past and leave it always just above high water mark.

    گویی سیل زندگی، خروشان از کنارش میگذشت و هیچ گاه آن را در بر نمیگرفت.

  • طوفان

    noun

    as was the human race before the flood.

    و مانند نژاد بشر قبل از طوفان نوح سقوط میکردیم.

  • طغیان

    noun

    Christophe scrambled into the train as it was going, like a man fleeing before a flood.

    کریستف سوار قطار شد، و قطار مانند کسی که از برابر طغیان آب میگریزد به راه افتاد.

  • ترجمه های کمتر

    • سيلاب
    • مد
    • نورافکن
    • برکشند
    • تندآب
    • کشند
    • (آب دریا و رود و غیره) طغیان کردن
    • (عامیانه) رجوع شود به floodlight
    • (قدیمی) آب (در برابر: خشکی land) 0
    • (قدیمی) دریا
    • (مجازی) مقدار زیاد
    • (موتور) خفه کردن
    • بالا آمدن (و اطراف را گرفتن)
    • رود بزرگ
    • زیادی بنزین وارد موتور کردن
    • سیل زده کردن یا شدن
    • سیل وار ریختن یا پرکردن
    • غرق کردن
    • مستغرق شدن
    • پر کردن
    • پراز آب کردن یا شدن

تصاویر با "Flood"

عباراتی شبیه به "Flood" با ترجمه به فارسی

  • زمینشناسی طوفان
  • آبروبی · خون رفتگی · سیلاب · سیلها · طغیان · طغیان آب · طوفان
  • (کنترل سیل از راه سدبندی و درخت کاری و غیره) سیل لگامی · سیل واپاد · کنترل سیل
  • تحمل به سيل
  • نورافکن
  • برکشند · مد · پس کشند ebb tide) · کشندفرازین (در برابر: جزر
  • آب تاخت · تندسیل · تندلور · سیل برق آسا · سیل رخشی · سیل غافلگیر کننده · سیل ناگهانی
  • آبروبی · ارتفاع اوجآب · بلنداب · سیلاب · سیلها · طغیان آب
اضافه کردن

ترجمه های "Flood" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه