ترجمه "Forest" به فارسی

جنگل, جنگل, بیشه بهترین ترجمه های "Forest" به فارسی هستند.

Forest

Forest, Guernsey [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگل

    noun

    Silence reigned in the forest.

    در جنگل سکوت حکمفرما بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Forest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

forest verb noun دستور زبان

A dense collection of trees covering a relatively large area. Larger than woods. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگل

    noun masculine

    dense collection of trees [..]

    Silence reigned in the forest.

    در جنگل سکوت حکمفرما بود.

  • بیشه

    noun

    dense collection of trees [..]

    Why, you've got the forest for nothing as it is,' he said.

    و گفت: شما دارید بیشه را مفت میبرید.

  • جنگلی

    Threethousand cubic metres. It is a floating forest.

    سه هزار ستر این جنگلی است که روی دریا موج میزند.

  • ترجمه های کمتر

    • بيشه
    • انبوهه
    • (سابقا در انگلیس) شکارگاه (به ویژه سلطنتی)
    • (مجازی) توده
    • از جنگل پوشاندن
    • جنگل کاری کردن
    • جنگلکاری کردن
    • درخت نشانی کردن
    • زمین جنگلی

تصاویر با "Forest"

عباراتی شبیه به "Forest" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Forest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه